تبليغاتX
کوچه پس کوچه های اینترنت




























Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


کوچه پس کوچه های اینترنت

به وبلاگ کوچه پس کوچه های اینترنت خوش آمدید....!!؟؟


برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب  بروید


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 21:3 توسط نیلا| |


برای دیدن بقیه عکسها به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 11:20 توسط نیلا| |

بياامشب به من محرم شواي اشک
بیاامشب توهم باغم شوای اشک

بیا بنگر دلم تنها شده باز
بیا قلب مراهمدم شو ای اشک

من ان گلبوته خشک کویری
بيابرروی من شبنم شوای اشک

رهاکن ميل ماندن دردو چشمم
توجاری بررخ زردم شواي اشک



بيا ارام من در بيقراری
تسلی بخش من هردم شواي اشک

بیابغض سکوت سینه بشکن
به چشم خشک من شبنم شوای اشک

دلم مجروح درد غربت تو
به روی زخم دل مرهم شواي اشک

دلم ازدردهجران نالدامشب
بیادرمان بر دردم شو ای اشک

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:23 توسط نیلا| |

من ! زندگيم را تمام كردم. حالا نفس كشيدن منت سرم مي گذارد !

حس مي كنم ... هواي اينجا سرد و سنگين است نازنينم !

ديگر نگو خداحافظ ! اگر مي روي بدون وداع برو ...

گله اي نيست!!!

سر هر سینه سری تکیه کند وقت وداع .... سر ما وقت وداع بر سر دیوار دل است

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:22 توسط نیلا| |

پرسيد: به خاطر کي زنده هستي؟ با اينکه دوست داشتم باتمام وجود

داد بزنم  به خاطر تو ، بهش گفتم: به خاطرهيچکس ...

پرسيد پس به خاطر چي زنده هستي؟ با اينکه دلم داد مي کشيد  

به خاطر تو ، با يه بغض غمگين بهش گفتم: به خاطرهيچکس  ...

ازش پرسيدم تو به خاطر چي زنده هستي؟

در حالي که اشک تو چشماش جمع شده بود گفت:

به خاطرکسي که به خاطرهيچ زندست...

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:21 توسط نیلا| |

دوست داشتن درست مثله ايستادن توي سيمان خيسه .

 هرچقدر بيشتر توش بموني سخت تر جدا ميشي

و اگر هم بتوني ازش بيرون بياي ،

حتما ردپات باقي ميمونه!!!

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:20 توسط نیلا| |

از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش

 براي يك لحظه فقط يك لحظه آغوش گرمت را احساس كنم ، ميخواهم

 سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم . تو مرا

به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه

تلاش كن اگر طاقت اشكهايم را نداري . در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر،

 زيرا كه من و تو ما شده ايم پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم

جدا نشدني است را به درد آورد دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي

آسمان خوشبختي ها روانه كردم چه شبها كه تا سحر به يادت با

گونه هاي خيس از دلتنگي ها به سر بردم چه روزها با خاطراتت نفس

 كشيدم پس تو اي سخاوت آسماني من ...

مرا درياب كه ديوانه وار دوستت دارم

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:19 توسط نیلا| |

دیــدن روی تو بر دادن جـــــــــــــان می ارزد
 

لحظه ای پیش تو بودن بــه جهـان می ارزد

قامت راستم ار تیـــــــــــــــر نگاهت خم کرد
 

نبود غم کــــــه به این پشت کمـان می ارزد

گـر چه سـرمایه مرا جان بود اندر ره عشـق
 

تــو لبت را بگشــــــــــــــا ، دادن آن می ارزد

چه غمی هست اگـــر یکسره در این سـودا
 

دل کند تا ابدالدهــــــــــــــــر زیـان ، می ارزد

گر کنــــــــــــــد محتسبم کور به جـرم نگهی
 

به هـمان چشـــــم پر از راز نـهان ، می ارزد

گر محقــر بود این خانه ولی هــــــــر چه بود
 

یکشب از لـطف در این خــانه بمان می ارزد

الغرض عشق به رســــــوائی و بد نامی ها
 

به مـلامت شــــــــــدن و زخم زبان می ارزد

با تو هر آنچه که آمد به نظر( رحــمان) گفت

تو بـگو ، هر چه تو گوئی به همان می ارزد


 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 13:11 توسط نیلا| |

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 14:13 توسط نیلا| |

نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 14:7 توسط نیلا| |

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 11:9 توسط نیلا| |

یک نوشته عاشقانه زیبا!!!

تولد

تفکر

علاقه

پیدایش

شناخت

تفکر

عشق

عاشق

معشوق

تنفس

ضربان

مسیر

اختشاش

درآمیختن

میل

ضربان

کشش

امید

شورو اشتیاق

تصویر

ترس

تنبیه

تحقق

تضمین

خاطره

زمانیکه نمیدانی یک تولد یک خاطره را رقم میزند

مرگ نگاهت سقوط علاقه را در بر دارد

تحقق پیدایش تنفر شناخت را میسازد

و تفکرت از هم گسسته میشود

و..........................

آیا باز هم نشانه ای از عشق در تو میماند؟

 

اما با همه این تفاسیر من هنوز که هنوز است

وظیفه ام را که بر تام شده می نوازم...

عاشق می مانم تا...

در  آرزوی بوسه شیرینی از لبانش 

و جرعه ای از شراب وجودش

آرام گیرم..........

این است معجزه ی قرنها تکامل.

 

 

 

 

لطفا نظرات خود را در مورد این مطلب بیان کنید.

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 21:22 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:44 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:40 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:36 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:29 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:23 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:22 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم اسفند 1386ساعت 15:19 توسط نیلا| |

نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386ساعت 20:46 توسط نیلا| |

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم اسفند 1386ساعت 18:57 توسط نیلا| |

نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 14:32 توسط نیلا| |

نوشته شده در شنبه هجدهم اسفند 1386ساعت 14:30 توسط نیلا| |

نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:27 توسط نیلا| |

نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 17:0 توسط نیلا| |


Design By : Night Skin